ابراهيم عاملي ( موثق )
186
تفسير عاملي ( فارسي )
دل مانند پرى است در باد بيابان كه پيوسته بهر طرف ميچرخد . پس دعاى يوسف همان حالت و صورت احتياج و فقر دائمى دل است : حافظ : دام سخت است مگر لطف خدا يار شود ورنه آدم نبرد صرفه ز شيطان رجيم « لَيَسْجُنُنَّه حَتَّى حِينٍ » 35 مجمع : عكرمه گفت : يعنى هفت سال بزندانش كنند . كلبى گفت : پنج سال . جبّائى گفته است : تا آنگاه كه نامش از زبانها بيفتد و اين قضيّه فراموش شود . « نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِه إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » 36 ابو الفتوح : فرّاء گفته است : يعنى ما تو را چنان ميشناسيم كه تأويل خواب خوب ميدانى كه آنچه بگوئى خطا ندارد . محمّد بن اسحاق گفته است : اگر خوب تعبير كنى نيكوكار هستى . ضحّاك گفته است : چون يوسف به حال زندانيان ميرسيد و آنها را دلدارى ميداد و جامه - شان مىشست و ميدوخت او را نيكوكار مىشمردند . مجاهد گفته است : چون آن دو جوان نزد يوسف آمدند كه خوابشان را تعبير كند ، گفتند : ما تو را دوست مى - داريم چون خردمندى و زيبا ، او گفت : من را دوست نداريد كه از دوستىها زيان بردم چون از دوستى بلا ديدم : 1 - عمّهام دوستم داشت و خواست من را پيوسته نزد خود بدارد تدبيرى انديشيد و متّهم بدزديم كرد تا بموجب قانون آن زمان يك سال بمجازات دزدى محكوم بغلامى او بشوم . كمربندى از ابراهيم بميراث داشت من بخواب بودم و او آن را بر كمرم بست و چون بيدار شدم دعوى كرد كه دزديدهام و يك سال من را نزد خود بداشت ، 2 - پدرم دوستم داشت برادران حسد بردند و بچاه افكندند و بغلامى فروختند ، 3 - زليخا دعوى دوستى من كرد و چنين در زندانم افكنده زنهار مرا دوست نداريد . فخر : دليل بر درستى تعبير خواب اين است كه ثابت شده است خداوند روان و نفس ناطقه ى انسان را جورى آفريده است كه ميتواند از عوالم ما فوق اين عالم مادّى و حقايق ثابت دائمى خبردار شود و در آنها مطالعه كند و چون به كار بدن و نگهدارى و تدبير آن مشغول است از آن توانائى خود محروم است ، ولى در